دهیاری روستای ینگجه سرولایت نیشابور
بر محمد وآل محمد صلوات .الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد
سلام و عید نوروز

 

نوروز واژه‌ای است مركب از دو جزء كه روی هم به معنای روز نوین است و بر نخستین روز از نخستین ماه سال خورشیدی آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال می‌‌‌یابد گذارده می‌شود. و اصل پهلوی این واژه نوك روچ یا نوك روز بوده است.

بیرونی در تعریف نوروز نقل می‌كند "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام كردند، زیرا كه پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشن‌هاست."

مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر می‌رسد آریائی‌ها از مهاجرت به فلات ایران و هم مرز شدن با تمدن میان‌رودان سال را به دو قسمت تقسیم می‌‌كردند كه هر یك با انقلابی شروع می‌شد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند. یعنی هنگام انقلاب تابستانی جشن نوروز گرفته می‌شد و زمان انقلاب زمستانی جشن مهرگان پاس داشته می‌شد. برخی معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشنی بوده‌ است كه در ایران قبل از ورود آریائی‌ها وجود داشته است و اقوام قبل از آریائی‌ها كه در فلات ایران ساكن بوده‌اند به آن عمل می‌كرده‌اند.

"نوروز" را ایرانیان گرامی می‌دارند و آیینی است كهن كه گرچه طی هزاران سال دگرگون یافته،‌ اما هرگز از میان نرفته و از سوی اقوام و مذاهب مختلفی كه در سرزمین ایران حضور پیدا كرده‌‌اند، مهر تأیید خورده است. بدین سان امروزه نوروز از نمادهای بزرگ و وحدت بخش ملت ایران با همه تكثرهای قومی، مذهبی، فرهنگی و زبانی است.

آیین‌ها و رسم‌های مردم فرآیند الزامات و نیازهای درهم تنیده مادی و معنوی، در پیوند جغرافیایی و شیوه‌های تولید و ساختارهای اقتصادی دوره‌ای مختلف‌اند که برحسب ضرورت پیوسته در حال تغییرند و به مقوله‌هایی که در ژرفا معنا دارند پاسخ می‌دهند.

ظهور اسلام و برخورد مسالمت آمیز آن با سایر ادیان و آیین‌ها از جمله اعتقادات مذهبی و ملی ایرانیان موجب شد كه مراسم و آداب مربوطه، به یكباره از جامعه اسلامی ایران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدریجی ایرانیان از وسعت آنها كاسته شد و اندك اندك همراه اعتقادات دینی اسلام، اسطوره‌ها و داستان‌های عربی نیز در میان توده مردم نفوذ كرد. طی گذشت ایام، زمانی كه برخی از سنت‌ها و آداب در تضاد آشكار با اعتقادات و رسوم گذشته قرار می‌گرفت ایرانیان می‌كوشیدند سنت كهن ملی را در قالب شخصیت‌های اسلامی باز یابند و به عبارت روشن‌تر سنت‌های ملی ایرانی را با سنت‌های اسلامی در آمیختند. در نتیجه از میان انبوه جشن‌های ایرانی قبل از اسلام آنچه میان ایرانیان مسلمان باقی ماند منحصر به عید نوروز، جشن سده و جشن‌های كوچك‌تری مانند جشن گل سرخ كه در اصفهان مرسوم بوده است. از میان جشن‌های یاد شده بزرگ‌ترین اعیاد ملی ایرانیان جشن نوروز است.

نوروز تنها جشنی است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهی افسانه و آیین تا به امروز ادامه یافته است. عظمت نوروز را از نقش‌های تخت جمشید گرفته تا آثار ادبی و هنری گوناگون عربی و فارسی در همه جا می‌توان یافت. یكی از كهن‌ترین و بزرگ‌ترین منابعی كه به جشن و افسانه‌ها و آیین‌های مربوطه پرداخته است، كتاب «آثار الباقیه» اثر ابوریحان بیرونی (متوفی 440 هجری قمری) است. او می‌نویسد:

«سال نزد فارسیان چهار فصل بود ... بر حسب این فصول عیدهایی داشتند كه به اهمال در كبیسه روز این عیدها جابه‌جا می‌شد. از جمله این اعیاد یكی روز اول فروردین ماه یعنی نوروز بود. كه روز بس بزرگ است كه به علت زنده شدن طبیعت گویند. آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنین به نظر می‌رسد كه پنج روز نخستین سال « نوروز عامه» یعنی جشن همگانی بود. حال آنكه روز ششم كه «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» یعنی جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.

احترام نوروز در اسلام هر چند كه به مذهب شیعه منحصر نیست، اما چنان در میان شیعیان فراگیر است كه حتی روایاتی از امامان شیعه در بزرگداشت نوروز نقل شده است. برای مثال علامه مجلسی در "السماء‌والعالم" از امام صادق‌ علیه‌السلام حدیثی را بدین مضمون نقل می‌كند: "در آغاز فروردین، آدم آفریده شد و آن روز فرخنده‌ای است برای طلب حاجت‌ها و برآورده شدن آرزوها و دیدار پادشاهان و كسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی می‌یابند و نوزادان به آسانی زاده می‌شوند و روزی‌ها فراوان می‌گردد."مجلسی همچنین حدیث دیگری را درباره نوروز نقل می‌كند كه منتسب به امام كاظم علیه‌السلام است و آن این كه "این روز بسیار كهن است. در نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت تا او را پرستش كنند و برای او شریك قائل نشوند و به آیین فرستادگان‌شان درآیند و دستورشان را بپذیرند و آن را اجرا نمایند و آن نخستین روزی است كه آفتاب بدمید و بادهای بار دهنده بوزید و گل‌های روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است كه ابراهیم بت‌ها را شكست و هم پیامبر علی را بر دوش خود گرفت تا بت‌های قریش را از خانه كعبه بینداخت.

علاوه بر عدم مخالفت اسلام با آیین نوروز و از آن فراتر تأیید این مذهب بر نوروزگان، تداوم گرامیداشت نوروز در دوره اسلامی را می‌توان به علاقه شدید ایرانیان برای حفظ مواریث باستانی خود نیز نسبت داد.

"برتولد اشپولر" ایران‌شناس بزرگ آلمانی در این باره می‌‌‌گوید:‌ "از جشن‌های قدیمی ایرانی، بیش از همه جشن‌ سال نو (نوروز؛ شكل عربی آن نیروز) و نیز در پایان تابستان جشن پاییز (مهرگان) طبیعتاً بر اساس تقویم قدیمی برگزار می‌شد. البته مسلمانان، به‌ویژه در زمان عمر دوم (عمربن عبدالعزیز) كوشش كردند تا این اعیاد را ملغی كنند و كسانی را كه در این مواقع به طور كلی هدایای متداولی برای مقامات بالاتر می‌فرستادند، تحت فشار قرار دادند.

اما این رسم چنان عمیق با اندیشه و احساس مردم ایران وابسته بود كه به زودی پیروز‌مندانه برای خود جایی باز كرد و با اوج گرفتن كار عباسیان، اما به‌ویژه در زمان آل‌بویه كاملاً در همه جا متداول شد و حتی در بین‌النهرین (درست در بغداد و حتی در بصره) رسمی همه‌گیر شد. در سوریه، مصر و شمال آفریقا نیز این جشن در برخی از زمان‌‌ها به طور نامنظم برگزار می‌شد.

بدین ترتیب نوروز با ورود اسلام به ایران و فراگیری این مذهب در پهنه‌ای وسیع از شبه قاره هند تا شمال آفریقا، این مجال را یافت تا در میان اقوام غیر ایرانی نیز تداول یابد.

با توجه به این كه عباسیان بیش از پنج سده نفوذ سیاسی و دینی خود را در جهان اسلام - با فراز و نشیب بسیار - حفظ كردند، می‌توان دریافت كه بزرگداشت نوروز از سوی خلفای این سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثیر گذار بوده است. نوروز از زمان پیامبر اسلام تا دوره سلسله متأخر ایرانی همواره مورد توجه بوده است. به شهادت تاریخ، حضرت محمد صلی‌‌الله علیه‌وآله و حضرت علی علیه‌السلام و بزرگان و خلفای اسلام نوروز را گرامی می‌داشتند و در دستگاه خلافت عباسی نوروز عظمتی خاص داشت و پس از اسلام نیز نوروز بزرگ با سنت‌های اسلامی شكوه و جلالی دیگر یافته بود. خاندان‌های بزرگ ایرانی چون سامانیان و دیلمیان و آل زیاد به نگهداری و پاسداری سنن ملی دلبستگی فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نیاكان خود مردم را بار عام می‌دادند و آداب دیرین را معمول می‌داشتند. شهریاران صفوی هم در اجرای مراسم جشن نوروز كوشش بسیار می‌كردند و مردم نیز تشریفات عید به جای آوردند.

برگزاری جشن نوروز در دوره صفویه به ‌ویژه با نگاه به احادیثی كه محدثین بزرگ این دوره همچون علامه مجلسی درباره نوروز نقل كرد‌ه‌اند، قابل ارزیابی است. چنین می‌نماید كه در این دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغه‌ای كاملاً اسلامی یافته بود و تفكیك عناصر باستانی و اسلامی در این آیین باشكوه كاری دشوار می‌نمود.

در كتاب‌های مشهور ادعیه همچون اقبال الا‌عمال سید‌ابن‌طاووس و مصباح المتهجد شیخ توسی اشاره‌‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشیع سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست. اما مجلسی در كتاب زادالمعاد در خصوص این دعا گزارش می‌كند كه در كتب غیر مشهوره روایت كرده‌اند كه در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبر اللیل والنهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال. بنابراین با توجه به این گزارش دعای تحویل سال در دوره صفویه مرسوم و معمول بوده است.

در هر حال جدا از این كه دعای تحویل سال تا پیش از دوره صفویه چگونه بوده و این دعا در كدام یك از مأخذ حدیثی نقل شده است، نفس دعا یا قرائت قرآن یا حتی نمازگزاردن هنگام تحویل سال نشان از اسلامی شدن نوروز دارد. حتی بعضی‌ها معتقدند كه عبارات دعای تحویل سال برگرفته از عبارات قرآنی یا احادیث و روایاتی است كه در معتبرترین مأخذ شیعی نظیر "التهذیب" شیخ توسی نقل شده‌اند.

از این گذشته بزرگ‌ترین نماد آیین نوروز كه "هفت سین" است، فلسفه‌ای باستانی و اسلامی دارد. "محمد علی دادخواه" كه اخیراً پژوهشی با عنوان "نوروز و فلسفه هفت سین" را به نگارش در آورده، در این باره می‌نویسد:‌ "عدد هفت برگزیده و مقدس است. در سفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می‌دادند. در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می‌دهند. علامه مجلسی می‌فرماید: آسمان هفت‌ طبقه و زمین هفت طبقه است و هفت ملك یا فرشته موكل برآنند و اگر موقع تحویل سال، هفت آیه از قرآن مجید را كه باحرف سین شروع می‌شودبخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌دارند."

همچنین تقدس دینی لحظه تحویل سال چنان در نظر مردمان پر رنگ است که در شهرهای مقدس مردم به امامزاده‌ها و اماكن متبركه می‌روند. شیرازی‌ها به حرم شاهچراغ و حرم علی‌بن حمزه روی می‌آورند و مشهدی‌‌ها به پابوس حضرت رضا (ع) می‌شتابند و بسیاری از مردم قم در بارگاه حضرت معصومه گرد می‌آیند و بعضی از مردم ری و تهران در حرم شاه‌عبدالعظیم."

با این وجود صیغه اسلامی نوروز كه با توجه به اكثریت مطلق مسلمانان در ایران امری بدیهی است، مانع از آن نشده كه پیروان سایر مذاهب در بزرگداشت آن كمتر از ایرانیان مسلمان اهتمام ورزند. امروزه نوروز، آیینی متعلق به همه مذاهب و اقوام و فرهنگ‌های ایرانی و بسیاری دیگر از كشورهای تحت نفوذ فرهنگ ایرانی چون افغانستان، پاكستان، هندوستان،‌ كشورهای آسیای میانه و قفقاز و مناطق كردنشین تركیه، عراق و سوریه است

در روایات اسلام نوروز روزی است كه جبرئیل بر حضرت محمد (ص) نازل شد، روز غدیر خم است، و روز ظهور حضرت صاحب‌الزمان (عج) خواهد بود. در اعتقادات كهن ایرانی روزی است كه آفریدگار از خلقت جهان فارغ می‌شود و روز آفرینش انسان است.

واژه (عید) در قرآن كریم تنها یكبار در آیه 114، سوره مائده آمده است: (عیسی ابن مریم گفت بارالها! ای پرودگار تو ما از آسمان مائده ای فرست تا این روز برای ما و كسانی كه پس از ما آیند روز عید مباركی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای باشد، كه تو بهترین روزی دهندگانی.

عیسی بن مریم این دعا را آن هنگام كه حورایون به او گفته بودند كه: ای عیسی ابن مریم، آیا خدای تو می تواند برای ما از آسمان مائده فرستد؟ عیسی در پاسخ آنان می گوید: اگر ایمان آورده اید از خدا بترسید! و هرگز شك در قدرت خدا و یا شك در اجابت دعای پیغمبر خدا نكنید. حواریون گفتند (ما شك نكرده ایم لیكن) می خواهیم كه از آن مائده آسمانی تناول كنیم تا دل های ما مطمئن شود (و بر یقین ما بیفزاید) و تا به راستی عهدهای تو پی بریم و بر آن گواه باشیم.

عید خود مصدری است مانند عود به معنای بازگشتن و به همین مناسبت، سالگردها و یادبودها را (عید) گویند. البته، این نامگذاری به یاد بودهای خوش وتوأم با شادمانی اختصاص دارد.

(عید) روزی است كه در آن سود و منفعتی به دست بیاید و در شرع مقدس اسلام، روزهای اضحی و فطر عید نامیده می‌شوند. كه در عید اضحی قربانی، و در عید فطر زكات فطره مطرح است. نیز می‌توان گفت، عید آن روزی است كه در آن نماز ویژه‌ای برگزار كنند، یا روزی است كه مجمعی در آن فراهم آید، و یا آنكه عید روزی است كه خلق از ماتم به شادمانی (عود) كنند، یا روزی است كه زندانیان را از زندان رها كنند، و یا كودكان را از مكتب بیرون فرستند، یا روزی است كه تفاوتی میان درویش و توانگر نباشد، یا آنكه (عید) روز شریف و ارجمندی می‌تواند باشد.

از آیه (مائده) استفاده می‌شود كه حضرت عیسی و مسیح روز نزول مائده را كه سالروز وقوع یك معجزه الهی در تاریخ است برای همه انسان‌ها (عید) قرار داده است، تا این روز آیت و حجتی از جانب خداوند برای مردمان در تمامی اعصار بوده باشد و به میمنت این پدیده پر بركت همه ساله شادمانی و خجستگی آن روز تكرار گردد.

از آنجا كه (مائده) به معنای خوان پر نعمت، تنها دوبار در سوره مائده آمده است، می‌توان گفت نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته است كه به خاطر آن عنوان (مائده) را به خود گرفته است.

بنابراین، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یك بركت آسمانی در پوشش طبق یا طبق‌هایی از طعام و خوردنی كه می‌تواند تكرار و بازگشت آن روز نیز همان بركات را به همراه داشته باشد و از این جهت، آیت و حجتی دیگر از جانب خداوند متعال برای انسان‌ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا و ذكر و یاد او در دل‌ها و زبان‌ها بوده باشد.

آداب اسلامی نــوروز

در كتاب مفاتیح‌الجنان كه طی دهه‌‌های گذشته یكی از بزرگ‌ترین كتاب‌های مورد رجوع عموم برای انجام مستحبات مذهبی بوده به نماز عید نوروز اشاره شده كه نمازی است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عید غدیر خم وارد شده است.

مفاتیح الجنان همچنین روایتی از معلی‌بن‌خنیس را درباره نوروز ذكر كرده است كه اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی‌آنكه اشاره‌ای به فضیلت این روز كرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی‌بن‌خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یكی از روایات مفصل معلی‌بن‌خنیس از نوروز را این گونه تجلیل كرده است: نوروز روزی است كه كشتی نوح بر كوه جودی قرار گرفت، روزی است كه جبرئیل بر نبی علیه‌السلام نازل شد، روزی است كه رسول اكرم صلی‌‌الله علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را بر دوش كشید تا بت‌های قریش را از بالای كعبه می‌كند، روزی است كه نبی علیه‌السلام به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است كه برای علی علیه‌السلام از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است كه قائم آل محمد ظهور خواهد كرد و روزی است كه امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بر دجال پیروز خواهد شد.


و اما روایت خنیس به نقل از امام صادق علیه‌السلام در مفاتیح الجنان:

فرمود: چون نوروز شود غسل كن و پاكیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوی‌های خوش خود را معطر گردان پس چون از نمازهای پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شدی، چهار ركعت نماز بگذار یعنی هر ركعت به یك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه اناانزلنا و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایهاالكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شكر برو و این دعا را بخوان.

همان طور كه مشاهده می‌شود این روز نیز چون اعیاد اسلامی با غسل كردن، پوشیدن جامه نو و معطر گردیدن به بوی‌های خوش و روزه داشتن آغاز می‌شود، ضمن آنكه نمازی مشابه نمازهای سایر اعیاد اسلامی دارد.

نماز عید نوروز

نماز عید نوروز مشتمل است بر قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، كافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است كه ضمن آداب و اعمال روز جمعه و همین طور اعمال روز عید غدیر خم وارد شده است.

از آنجا كه قرائت سوره قدر در نماز عید نوروز توصیه شده است می‌توان دریافت كه عید نوروز نیز چون دیگر اعیاد اسلامی با نزول بركات و آیات الهی همراه بوده است. تاكید بر قرائت سوره‌های كافرون، توحید، معوذتین نیز می‌تواند اشاره به درخواست دفع انواع شرور و بدی‌ها داشته باشد.

دعای عید نوروز

دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اكرم صلی‌‌الله علیه‌وآله و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می‌شود آنگاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می‌یابد.

در این دعا آمده است: (هذا الذی فضله و كرمته و شرفته و عظمت خطره) این فراز با اندكی جابجایی در كلمات در دعای مخصوص ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن نیز آمده است.

فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز : ( اللهم .... ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونك علیه حتی لا اتكلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاكرام ) از آن جهت كه در آن سخن از گم شدن و گمشده‌ها به میان می‌آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا، چنانكه نقل شده است عید نوروز همان روزی است كه حضرت سلیمان علیه‌السلام انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا كرده است.


پی‌نوشت‌ها:

1. ذكایی، پرویز: نوروز تاریخچه و مرجع‌شناسی، مركز مردم‌شناسی ایران، تهران، 1353، ص19
2. كریمیان سردشتی، نادر: "نوروز در روایات شیعه و در كتاب التاج جاحظ بصری"، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، پژوهشكده مردم‌شناسی، تهران، 1379، ص45
3. اشپولر، برتولد:‌ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1369، ج2، ص359-358
4. رضی، هاشم: گاه شماری و جشن‌های ایران باستان،‌ انتشارات بهجت، تهران، 1380، ص451
5. دادخواه، محمد‌علی: نوروز و فلسفه هفت‌سین، انشارات حروفیه، تهران، 1382، ص119
6. مدرس زاده، مریم: عید نوروز در فرهنگ اسلامی و آیین‌ها و اساطیر ایرانی، مجموعه مقالات نخستین همایش نوروز، ص131
7. مفاتیح الجنان




نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط علی صفری .برمحمد وآل محمد صلوات بفرست .الّلهم صّلعلی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

گذری بر ینگجه (برشی از یک مثنوی بلند)

این شعر یادبودی از ینگجه است با تمام خاطرات زیبایش  که شاعر با گذری دوباره به ینگجه به جستجوی آنها  پرداخته است .

 این شعر حاوی اسامی و اصطلاحات محلی است که در باره برخی از آنها توضیح داده شده است و برخی دیگر برای کسانی که اهل روستا باشند بی نیاز از توضیح است . ضمنا هر چند بیت  از این شعر یک تصویر از روستا را توصیف می کند . 

این شعر طولانی و دارای قسمتهای مختلف می باشد که بخشی از آن را تقدیم علاقه مندان می کنم .

                   تقدیم به تمامی مردان و زنان پاک نهاد ینگجه

قسمت اول - یادها

خسته از غوغای شهر هفت رنگ


آسمان بی ستاره رنگ رنگ


آرزویی از هوایی سبز و پاک


"بوی باران بوی سبزه بوی خاک"


یادم آمد از هوای روستا


از کنار چشمه های روستا


تا که جان گیرم دمی از سبزه ها


مست گردم از شمیم غنچه ها


پس به شوق ینگجه رفتم به راه


رو به سویش برگذشتم از "دوراه"(1)


***


چون گذشتم از کنار "یکه توت "


دیدمش تنها و برجا در سکوت


"قاللی درمان" را گذشتم یکسره


تا رسیدم بر سر "داشلی دره "


جستجو کردم پی کنجشک ها


لانه هاشان در میان سنگ ها (2)


لیک دیگر جهد و آوازی نبود


وز پی آن شوق پروازی نبود


بر "توتستان"  چون نظر انداختم


خاطرات کودکی را یافتم


کو کجایند توت هایی چون نگین


"زنچ" شان در یاد ما چون انگبین(3)


پس چه شد آواز "بلبل خاکی" اش(4)


برنمی تابم چنین غمناکی اش

 

***


باز می آید به یادم یادها


از دل تصویرهای آشنا


روی تپه گله گویی رفته خواب (5)


سر به زیر هم زدست آفتاب


زیر چتر این "عشین" های بلند(6)


هر دو چوپان خستگی در میکنند


بوی چای خسته چوپانان ده


کز دل جوشان کتری آمده


برمی انگیزد هوس را بارها


کاش نوشی جرعه ای زان چای ها

 

قسمت دوم - گلزار شهدا

 

دیدم آنگه یادمان شاهدان

یادشان پاینده در دشت زمان

با  شهیدانی که اینجا خفته اند

نیکنامانی که از ما رفته اند

"ینگجه" ای خاستگاه عاشقان!

نام تو پیچیده در هفت آسمان!

زاده ای مردان مردی باشکوه

فرّشان طعنه زده بر "مارکوه"

یاد باد از قهرمانانت کنون

روستایی زادگانِ لاله گون

یادگاران به جان پرورده ها

در دل این دشتها و کوهها

شیرمردانی چنین رستم خصال

کرده پوز دشمنان را خاک مال!

 از "علی " آن شیر مرد ایستا

اولین سرو شهید روستا

عاشقان چون عشق ازبر می کنند

یاد "باب الله " و "حیدر" می کنند

از "رضا" ـ "کاظم" و "سبزی ها" بگو

پیکر صدپاره را کن جستجو

از "علی اکبر" که چون از جان گذشت

حجله اش در جبهه ها برپای گشت

قصه دلدادگی های "علی "

جلوه از عشق محمد با علی

از "خلیل" و "قدرت" و  "آژند"  یاد

یاد ما از کربلای چار باد

هیچ می دانی "حسین اصغر" چه کرد؟

صحنه های کربلا را زنده کرد؟

طرفه گوهر چون به راه حق "مجید"

استوار و عاشقانه چون " امید"

از دلیری همه جانان بگو

با " محمد" راه از بی راه جو

دانش آموزان گرفته مشق ها

از " ابوالفضل براتی" درسها

جانفشان تا اوج در راه خدا

"مهدی" و "سید جمال" و "مرتضا"

"نورعلی" آن تکسوار مهرکیش

عاقبت پیوست بر یاران خویش

از خراسان تا دل دشت جنوب

از کویر شرق تا مرز غروب

یادها دارد ز فرزندان تو

از دلیریهای سرداران تو

"نورعلی" و سی شهید سربلند

نام ده از نامشان گشته بلند ...

 

قسمت سو م - بش!

 

رودخانه آن طرف در پیچ و تاب

 

گوش کن اینک "صدای پای آب "

 

جای "بَش " بود این حوالی در قدیم


گاه گاهی تن بر آبش می زدیم


یا که شاید ماهیی یابیم دست


زیر سنگ و صخره می کردیم دست


خیس می شد رخت ها از  پا به سر


خشک می کردیم آن را در "کمر"(7)

یاد آب و یاد ماهی های ناز!


"آق بند" (8) این قطعه پر رمز و راز!



قسمت چهارم - یاتاق!

 

می رسد بر گوش گویا از "یاتاق"(9)


بع بع بزغاله های شاد و چاق


شرشر دوشیدن پستان شیر


خوردن کفهای بسته چون پنیر


وقت جشن بره ها با مادران


از پس یک روز دوری و فغان!


چیدنِ پشمِ بلندِ گوسفند


گاه گاهی جای پشمش پوست کند!(10)

 

جستجو کردن پی "شَلپَه قولاق"


یا دویدن از پی " آلا بولاق "(11)


تا به دوشیدن همه حاضر شوند


زیر نازِ پنجه مادر روند


بعد سر بگرفته  ظرف شیردار


رو به سوی خانه " دَنشیک" دار (12)


شیرها میزان شود با چوب خط(۱۳)


بس حکایت ها بود در این نمط


صبحگاهان ماست در"یایوق" زدن (۱۴)


"مَسکِه" و دوغ گوارا بر شدن(1۵)


وه ! چه طعمی دارد این قاتُق وَ نان


یا که روغن زرد و نان " تافتان" ! (1۶)


آب در کامم فتاد از این کلام


نیست در دنیا ازاین خوشتر طعام!


قسمت پنجم - مدرسه

نوبنای مدرسه در حال ساخت


ختم کار آن یکی را می نواخت


یاد باد از روزهای کودکی


چون نسیمِ شعرهای رودکی


این دبستان قدیمی بی خروش


بار صدها خاطره دارد به دوش


با صدای زنگ می بستیم صف


تا که ناظم سر رسد ترکه به کف


اول هفته نگه می کرد دست ! (1۷)


رنگ ها از چهره ها می بست رخت!


پوست گشته تیره از سرما و خاک

چون زمین تشنه خشک و چاک چاک !

 خیس می شد دست با آب دهان!


تا دمی سازد کثیفی اش نهان


گر که می جستیم سالم زین حساب


روی می کردیم بر درس و کتاب


باز با برپا و برجا سر به زیر


درس خواندن پیش "آقای مدیر"(1۸)


یاد باد از برفهای سهمگین


گرچه نزد بچه ها بس دلنشین


برف ها می کرد صورت را کبود


لیک تعطیلی برای ما نبود (1۹)


فعل سرما را که می کردیم صرف


راست می رفتیم تا زانو به برف


یاد داری جوشش "شورچشمه" را  ؟(۲۰)


در کنار خانه ی " کبله آقا "(۲۱)


در کنار "شورچشمه" صبح ها


جمع می گشتند یک یک بچه ها


تا نخورده زنگ می شد فرصتی


تا که شَر سازند با هم ساعتی...

 

قسمت ششم –  چشمه

حاج قنبر(22) چشمه اش جوشان هنوز

تشنگان را جرعه ای نوشان هنوز

ازمیان کهنه دالان کاندر او

چار منزلگه  ز فرزندان او(23)

می گذشتی از میان بامها

گاه می خوردی به کود دامها !

جان به در می بردی از  یک پیچ و تاب

وز پس آن ، تپه ای پایش درآب !

توی برکه سبز و راکد گشته آب

لیک آن سو آب چشمه چون شراب

چون درخشی می شکافد تپه را

جان نو بخشد تن هر خسته را

اینک آن دالان تنگ و پرنشیب

ساخت های تازه اش گشته نصیب ...

 

قسمت هفتم  - مسجد

در میان خانه های کاگلی

طاقهای مسجد جامع جلی

لطف حق این خانه را تابنده کرد

خاطر "تَیکی مَچِد" (24)را زنده کرد

صبحگاهان می رسید از ان نوا

گوئیا " ملادایی" (25) خواند دعا

یا صدای روزه می آید به گوش

چشم ها در گریه و  دل در خروش

یا که در سرما و گرما "عَلنقی"(26)

رو به مسجد کرده با صد عاشقی

"میر لطف الله" دیده در "شبی"(27)

تا به یاد آرد غم تشنه لبی

یا حسن گویان به  عاشورا شده

"بوعلی" ، "رحمان" همه  مردان ده

تا نگردد نور این مسجد خموش

برنوای حق چه خوش دادند گوش...

 

قسمت هشتم – قَرول خانه

از "قراول خانه" بالا می روم (28)

از سر "قورد حَولیقی" رد می شوم (29)

تا فراز تپه بردم گامها

باد می پیچد سر بادامها

صبح زینجا می درخشد آفتاب

شامگاهان سر برآرد ماهتاب

صبح می آید نسیمی از بهشت

وصف روح افزای آن نتوان نوشت

چشم می افتد به سوی " مارکوه"

همچو الوند استوار و باشکوه

گشتن ایام را کرده نظر

از دل تاریخ می گوید خبر

بر فرازش بگذری گر در بهار؟

دست یابی بر بهشتی آشکار

چشم گرداندم به سوی روستا

یک نظر از تپه تا پای " قایا" (30)

فصل تابستان و وقت میوه چین

خیز و رستاخیز زردالو ببین!

کِشته ها (31) پهن است روی بامها

آب می افتد زبهرش کامها

روستا را یک نظر زین کوهسار

بنگر و بگذشته ها بر یاد آر

خانه هایی کرده ویران روزگار

در کنارش نوبناها آشکار

قصه ها دارند این پس کوچه ها

از زمستان از بهار و بچه ها

 

قسمت نهم –  راه

در گذر از راه سوی سد شدم

از درخت و باغها هم رد شدم

از کنار کوره راه " آق قایا "

تا رسیدم خسته برپای "قایا"

بازگردان این صدا را ای "قایا "(32)

مادر تو مرده اکنون یا بابا ؟

فاش دیدم این گذشت عمر و راز

می شمردم خاطرات جانگداز!

"اورتاکو باغچا" و "با غچا گوزلماق "(33)

پختن زردآلو و  جفت و یا تاق (34)

آن طرفتر زاده ای از یک امام

خفته می گویند لیکن نیست نام (35)

توی این ویرانه های کاگلی

پخش می کردند گاه "الله یولی" (36)

ینگجه پس خاطرت دلشاد باد

باغهایت تا ابد آباد باد

بهر آبادانی و سامان تو

باز می گردند فرزندان تو

باغهایت یک به یک احیا شوند

خانه های تازه برپا می شوند

زین سبب گردی دوباره برقرار

تا ابد چون مارکوهت استوار...                                  

                                                                     احمد یساقی - 1390

                                                     ادامه دارد ...

توضیحات:
(1)  منظور دوراهی سلطان میدان است
(2) در گذشته دیواری سنگی در کنار داشلی دره بود که لابلای سوراخهای دیوار لانه کنجشک ها بود و گاه بچه ها در صدد بیرون کشیدن آنها از میان لانه ها هم بر می آمدند!
(3) زنچ : شیره درخت است که بسیار زیبا و گاه خوشمزه است .
(4) بلبل خاکی نوعی بلبل به رنگ خاک و بسیار خوش صداست که در گذشته در ینگجه بسیار بود . الان نمی دانم !
(5) تصویری از اتراق گله در تپه کنار نیروگاه برق سابق
(6) عشین : درخت های تنومند ابتدای روستا کنار رودخانه که ظاهرا بلوط می باشند .

(۷) کمر : کوههای سنگی که به زبان محلی کَمَر خوانده می شود . لباسهای خیس را برای خشک شدن روی انها پهن می کردیم .

(۸) آق بند : دیواره سنگی سفید کنار رودخانه در محل ورودی روستا که گفته می شود بقایای یک بند قدیمی است .

(۹) محل اتراق گله گوسفندان برای دوشیدن شیر و ..

(۱۰) پشم گوسفند ها را با قیچی های مخصوص می چیدند. گاه بر اثر غفلت یا ناشی بودن ، قسمتی از پوست بدن حیوان هم همراه با پشم کنده می شد .

(1۱) برای شناسایی گوسفندان روی انها با توجه به شکل و خصوصیات ظاهریشان اسم می گذاشتیم . مثل همین دو مورد ! شلپه قولاق یعنی گوش بزرگ و آلا بولاق یعنی رنگ به رنگ یا سیاه و سفید.

(12) دنشیک : در ایام شیردهی گوسفندان معمولا هر چند تا از خانمهای روستا باهم جمع می شوند و یک گروه تشکیل می دهند و هر روز  کل شیرهای دوشیده از گوسفندان خود را به خانه یک نفر از این گروه می برند تا شیر کافی برای تهیه ماست و سایر فراورده ها باشد و این نوبت به ترتیب ادامه پیدا می کند که به آن نوبت " دنشیک " می گویند .

(۱۳) چوب خط : چوب کوتاه مخصوصی که میزان شیر تحویل شده هر عضو "دنشیک" با آن اندازه گیری می شد و بعد به آرد مالیده می شد تا جای شیر در ان معلوم باشد . 

(۱۴) یایوق: پوستی که صبح ها زنان روستا داخل آن ماست و آب خنک چشمه را می ریختند و به شکل مخصوصی آن قدر تکان می دادند تا کره از ماست جدا می شد . با پیدا شدن روشهای جدید ظاهرا این کار در حال حاضر منسوخ شده است !

(۱۵) مسکه : کره محلی

(۱۶) تافتان : نوعی نان محلی که شامل روغن ، زردچوبه و ... بود و روی ان هم سیاه دانه می زدند و بسیار خوشمزه بود.

(۱۷) صبح اول هفته معمولا مدیر یا ناظم مدرسه – مثل معلمهای بهداشت کنونی - دستها را نگاه می کرد تا تمیز باشند و بعضی بچه ها که فرصت نکرده بودن روز جمعه به حمام عمومی روستا بروند چاره را در مالیدن آب دهان بر روی دست می دیدند !

(۱۸)آقای مدیر : عنوانی که بچه های روستا برای تمام معلمها (مدیر و غیر مدیر) به کار می بردند و آنها را با این عنوان صدا می کردند.

(۱۹) تعطیلی مدرسه روستا حتی اگر یک متر برف می آمد فقط هنگامی محقق میشد که نیشابور یا بخش سرولایت از رادیو تعطیل اعلام شود و گرنه مدرسه دایر بود! مثل الان نبود که با یک میلی متر برف دبیرستانها هم تعظیل می شود!

(۲۰) شورچشمه : چشمه آب شوری که در ابتدای روستا بود و الان اثری از آن نیست .

(۲۱) کلبه آقا : مرحوم میرزا شکرالله موسوی – روضه خوان محرم های روستا - که به این نام خوانده می شد و مخفف کربلایی آقا است . 

(22) مر حوم حاج قنبر و چشمه ای به همین نام که آب گوارایی دارد.

(23) فرزندان مرحوم حاج قنبر

(24) تیکی مچد : یعنی مسجد پایین که مسجد جامع روستا ( هم قبلی و هم فعلی ) به این نام معروف بوده و هستند.

(25) ملادایی : مرحوم ملا محمدحسن یساقی ، خادم و روضه خوان باصفای مسجد.

(26) مرحوم علی نقی یساقی که حتی در زمستانهای سخت و یخبندان با دو عصا برای اقامه نماز صبح راهی مسجد می شد !

 (27) شبی : منظور شبیه خوانی است که در محاوره محلی " شبی " گفته می شود و یادی از مرحوم میرزا لطف الله موسوی که نقش امام حسین (ع) را بسیار تاثیر گذار اجرا می کرد..

 (28) و (29) قرول خانه یا قراول خانه : تپه کوتاهی در شرق روستا و مشرف بر آن که غار بسیار کوچکی در دامنه آن وجود دارد و اهالی به آن "قورد حولیقی" یعنی لانه گرگ می گویند . 

(30) قایا : تپه دیگری در غرب و پشت روستا که خاصیت انعکاس صدا دارد .

(31) کشته : برگه زرد آلو که برای خشک شدن روی پشت بام ها می چینند.

(32) در زمان کودکی روبروی قایا می ایستادیم و فریاد می زدیم " قایا ، مادرت مرده یا بابات ؟ " و حاصل انعکاس صدا کلمه آخر این جمله بود که به گوش می رسید : بابات ... بابات ...!

(33) اورتاکوباغچا یعنی باغهای وسطی که درخت زردآلو فراوان داشت و در فصل میوه نیازمند نگهبانی بود که " باغچا گوزلماق " یعنی " نگهبانی باغ " خوانده می شود .

(34) نوعی بازی ابتکاری ! با هسته های زردآلو های پخته شده .

 (35) منظور محلی است که معروف به امام زاده می باشد ولی نام آن را همگان و به ویژه جوان ترها نمی دانند . (36) الله یولی : نوعی نان خوشمزه محلی که بیشتر برای نذر پخته و توزیع میشد .




نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط علی صفری .برمحمد وآل محمد صلوات بفرست .الّلهم صّلعلی محمد وآل محمدوعجل فرجهم
سامانه اطلاع رسانی
 چند ماهیه سامانه اطلاع رسانی پیامکی ،که کلیه اتفاق های مهمی که پیرامون اهالی روستا و ینگجه ای های مقیم شهرستانها میوفته رو به اطلاع اعضاء خود می رسونه، راه اندازی شده.

متوجه شدیم خیلی از عزیزان از این سامانه اطلاع ندارند.به همین علت شماره اون رواعلام میکنیم تا با عضو شدن در این سامانه از اخبار اون مطلع بشین.فقط کافیه که اسم خودتون و شهر محل سکونت رو به این شماره پیامک بزنین.سامانه دوطرفه میباشد .وانتقال پیامهای شماامكان مشاهده و اطلاع رسانی میباشد . خداوند توفیقات دكتر علی نقی شوشتری را بیشتر  نماید وبقیه هم ازاین كارهای عام المنفعه انجام دهند . 

(((30004618000461)))




نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط علی صفری .برمحمد وآل محمد صلوات بفرست .الّلهم صّلعلی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

روستای ینگجه چون در منطقه کوهستانی قرار دارد دارای چشمه های بسیاری نیز می باشد، معروفترین آنها عبارتند از:

 

1- چشمه(چهار تخته1).2-  چشمه (یوزو قوطنو).3-  چشمه (آقانن چشمسه.(4- چشمه (شورچشمه.(5- چشمه(حاج قنبر(.6- چشمه ...(چشمه كربلایی عباس(.7-  چشمه (یوخاركوه چشمه.(8-  چشمه (چشمه ملا عبدالله(.9-  چشمه (قارا كریز(.10-  چشمه(سولان كریز(.11-  چشمه(قارقا دره(.  12-  چشمه(كی وقف(.13-  چشمه(خونوكال(.

14- چشمه سارهای خدر شاه و چندین چشمه سار فصلی و جذاب و دیدنی دیگر ...

مشخصات سد روستای ینگجه که در دوران تصدی نمایندگی مجلس شورای اسلامی حجت السلام و المسلمین حاج شیخ علی شوشتری که از ایثارگران دفاع مقدس نیشابور و ینگجه می باشد. با پیگیری های شبانه روزی ایشان و دیگر عزیزان مسئول احداث شد و بشرح ذیل می باشد.

 


 نام سد

قوری چای خراسان

نام سازمان

خراسان

سال شروع ساخت

1369

نوع سد

خاكی با هسته رسی

محل سد - استان

خراسان رضوی

سال شروع بهره برداری

1372

نام حوضه آبریز اصلی

مركزی

نزدیكترین شهر و فاصله از آن به كیلومتر

نیشابور

نام رودخانه

ینگجه

نام حوضه آبریز فرعی

كال شور

ارتفاع از پی - متر

19

ارتفاع از كف - متر

17

عرض در تاج - متر

2

طول تاج - متر

210

سطح زیر كشت - هكتار

---

MCM - حجم آب قابل تنظیم سالیانه

3

ظرفیت نیروگاه - مگاوات

---

MCM - حجم كل

3

نوع سرریز

آزاد

MCM - حجم مفید

3

سدی به قدمت بخت النصر

درروستای ینگجه سدی وجود دارد که معروف است از زمان بخت النصر باقی مانده است. چند ماه قبل هم که بیل مکانیکی می خواست انرا بردارد نتوانست چون از جنس ملات ساروج است. مردم معتقدند که ارتباطی بین جایی که معروف به اسوکترن است با این سد وجود دارد.

قلعه‌ی دمیر خان سرولایت نیشابور (روستای ینگجه(

این قلعه به فاصله 3 كیلومتری شمال شرق روستای ینگجه در كنار جاده ای آسفالته ینگجه به خواجه آباد وعبدالله گیو در مجاورت راه مال روی روستای بشکن در بالای تپه قرار دارد. اتاق های متعدد داشته  و ظاهرا درب اصلی آن درسمت غربی بوده است. احتمالا این قلعه از دوره ی تیموری به بعد مسكونی بوده است . مصالح به کار رفته در معماری آن از سنگ با ملات و ساروج می باشد. که به علت عوامل جوی و عدم توجه میراث فرهتگی  آسیب های فراوانی دیده است. در اطراف آن آب انبارهای فراوانی به سبک معماری تیموری دیده می شود . درحال حاضر دیوارهای سنگی وگلی و ساروج آن تخریب شده و فقط آثاری از آن بجا مانده كه توجه مسئولین را می طلبد.

درجنوب غربی ارتفاع قایه آسیاب وآبشار قدیم وجود چاه سنگی آسیاب تراشیده شده ،حكایت از سخت كوشی اهالی زحمت كش این دیار دارد که در زمان قدیم بیش از 11 آسیاب در مسیر رودخانه وجود داشته که محل مراجعه مردم منطقه بوده.هر سال در ایام باستانی نوروز اهالی روستاهای اطراف و اهالی ساكن در شهرها و روستاهای دور و نزدیك دور هم جمع می شوند و تفریحات خود را با آرامش وصمیمیت درمحل بسیار زیبای سد ینگجه می گذرانند. چند سالی است توسط جوانان و پیشكسوتان ورزش كشتی، مسابقات كشتی چوخه دراین محل برگزار می گردد. روستای توریستی ینگجه در روز 13 نوروز جمعیت زیادی را پذیرا می باشد . وجود نزدیگ به30 شهیددفاع مقدس و تعدادی جانباز و آزاده و ایثارگر و بسیجی در این دیار  طراوت معنوی خاصی به روستا بخشیده است  و روستا را در بین روستاهای همجوار نمونه كرده است فاصله روستای ینگجه تا شهرستان نیشابور100كیلومتر و تا شهرستان قوچان 85 كیلومتر و تا مشهدمقدس 185کیلومتراست.جاده دسترسی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ترمیم وآسفالت بوده و در حال حاضر جاده اسفراین به مشهد مقدس که از بالای روستا احداث شده دسترسی به روستا را راحت می نماید. به برکت انقلاب اسلامی روستا ینگجه داری آب لوله كشی و برق سراسری و مركزتلفن 256 شماره ای و داری پست بانک و امکانات اینترنتی و سامانه پیامک  مستقل و بیش از 12 وبلاگ اختصاصی اینترنتی و ورزشگاه بدن سازی و میدان خاص کشتی چوخه، مرکز بهداشتی و... می با شد بازسازی و ساخت گلزار معطر شهدای ولایتمدار و قهرمانان دیار ماهرخ کوه و اجرای طرح هادی روستا و ساخت بناهای زیبا بر بلندای تپه ها و بازسازی مسکن اهالی نیز حال و هوای ینگجه را دلنشین نموده است.

به دلیل مهاجرت اهالی در حال حاضر بیش از 400 خانوار در مشهد مقدس و بیش از 150خانوار درشهرستان نیشابور، بیش از80 خانوار در شهرستان قوچان و بیش از50 خانوار در شهر تهران و بیش از150 خانوار در استان گلستان و مازندران و100 خانوار در شهرهای دیگر كشور سكونت دارند. و هیچگاه دیار همیشگی اشان ینگجه را فراموش نكرده و در مناسبت های مذهبی و عزاداری مخصوصا ایام عاشورا و تاسوعا و ایام عید نوروز و مراسم عروسی و... در هرجا كه سكونت داشته باشند خود را سهیم دانسته و در غم و شادی هم شریك می شوند.    




نوشته شده در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط علی صفری .برمحمد وآل محمد صلوات بفرست .الّلهم صّلعلی محمد وآل محمدوعجل فرجهم